فتوحات تيمور موجب آميزش فرهنگي مجددي در آسيا شد، زيرا حملات تيمور به اينجا و آنجا با نيروهايي انجام ميگرفت كه با سرعتي باور نكردني از يك سوي آسيا به سوي ديگرش انتقال يافته بودند. براي درك تاريخ آسيا، يعني شمال هند، بايد به تحرك خارقالعادهٴ نظام اقوام چادرنشين توجه داشت.1 تيمور مخترع ((يورش)) نبود، بلكه آن را تنها از نظر برخي جزئيات فني مربوط به يك سنت بسيار كهن اقوام بيابانگرد اصلاح كرد.
در اين جلد اشاراتي به تأثيرات نامطلوب اخترگويي و جادوگري در اقسام امور فردي و سياسي شده است. اين تأثيرات در غرب نيرومند بود، با اينكه از برخي جهات بهوسيلهٴ كليسا تعديل ميشد. در شرق اسلامي ممكن بود فقهاي خردمند آن را تعديل كنند، ولي دخالت آنان نادر و مختصر بود. در آسياي مركزي و خاوري ظاهراً با آن هيچ مخالفتي نميشد. هر حادثهاي را ممكن بود اخترگويان تعبير يا پيشگويي كنند؛ در بسياري موارد پيشگويي خود علت رويدادي ميشد. در سدهٴ چهاردهم، آمادگي براي مبارزه با دشمنان فرضي ضرورتي نداشت، بلكه كافي بود نتيجهٴ جنگ با اصول و آداب ويژهاي پيشگويي شود. هميشه اخترگويان و پيشگوياني براي اين كار در دربارها حاضر بودند.
قدرت محمدبن تغلق، پادشاه معروف مسلمان، در شمال هند پيش از پايان سلطنتش رو به افول نهاد. امپراتوري پهناورش تنها چند سال يكپارچگي خود را حفظ كرد. ستمگري ديوانهوارش دشمنيهايي را برانگيخت و از سال 1343 تا 1351، موجب قيامهايي شد. يكي از اين قيامها موجب رهايي شمال دكن در بالاي رود كيشتنا شد. اين قيام را يك شخصيت افغان يا ترك به نام حسن گانگو اداره ميكرد كه به مقامي عالي رسيده و لقب ظفرخان يافته بود. او سپاه شاه را شكست داد، در سال 1347، دولتآباد را گرفت؛ با عنوان علأالدين حسن بهمني2 به سلطنت نشست، پايتختش را در گلبرگه قرار داد و آن را احسنآباد ناميد. او دوازده سال پادشاهي كرد (1347 ـ 1358)، و سلسلهٴ بهمني كه بنيانگذارش بود قريب دو قرن، دوام يافت (1347 ـ 1526). در فاصلهٴ مرگ محمد تغلق، در سال 1351، و مرگ خود او، در سال 1358، بخش بزرگي از دكن را گشود و سرانجام، قلمروش از بِرار در شمال تا ويجايانگر در جنوب و از درياي شرقي تا درياي غربي امتداد يافت.
جانشين او محمدشاه اول (1358 ـ 1375)، به جنگي بيرحمانه با همسايگان جنوبياش پرداخت، كه بيشتر جنگي نژادي و ديني بر ضد فرهنگ هندوي ويجايانگر بود؛ كافران هندو سرانجام، يا مسلمان شدند يا نابود. ساير شاهان بهمني هم اين وظيفه را دنبال كردند، كه